تبليغاتX
ღ♥ღهر چه دل تنگت میخواهد بگوღ♥ღ















ღ♥ღهر چه دل تنگت میخواهد بگوღ♥ღ

دلتنگی


کجاست بگو؟
اون که برات میمرده کو؟
اونکه واست قسم میخورده که دوست داره
اما به جاش با یه غصب هرچی که داشتی برده کو؟
تنها شدی
باز تف سربالا شدی
گذاشت و رفت...دیدی دوست نداشت و رفت
 
کجاس بگو؟
اون که برات میمرده و هرچی که داشتی برده کو؟
اونکه یه باره اومد و آتیش به زندگیت زد و ازت برید
اون که دل ساده و تنهاتو به صلابه کشید
یادت باشه منتظر اون که میگه دردتو میدونه نشی
حرفاشو باور نکنی، هرکی بیاد نمک به زخمت میزنه
ساده ی دل داده ی من گول نخوری، دوباره دیوونه نشی
 
 
یکشنبه چهارم مهر 1389 | 8:45 | حسنا | |

 

آره اشک به چشم تو خیلی میاد
انگار احساس منم غمگینه
شاید این معجزه باشه ...شاید...
روی خورشید داره بارون میشینه
حرف بزن بگو پشت این نگاه...
پشت این گریه ها... چی پنهونه
اگه تلخه... اگه ناگفتنیه
راز این سکوت رو کی میدونه
همه ترانه هام... خاطره هام...
حتی زندگیم... از اسم تو پره
اگه راهیم باشه...بدون تو
به خط بن بست میخوره


چهارشنبه سی و یکم شهریور 1389 | 16:48 | حسنا | |

 

 

مهربانی گرچه آئین خوشیست٬ مهربان باشی رهایت می کنند.....

 

سه شنبه نوزدهم مرداد 1389 | 16:16 | حسنا | |

 

من زندگي را جواني مي خوانم ، زندگي مطلق را ، زندگي آميخته با نااميدي ، عشق و شادي را .

نا اميدي ، عشق ، شادي ... هر كس اين سه گل سرخ را در قلب داشته باشد ، جواني را در خود ، براي خود و

 با خود دارد .

( كريستين بوبن )

شنبه بیست و ششم دی 1388 | 9:0 | حسنا | |

 

چه حکايت تلخي است ،  تارغرور بر دروازه محبت تنيدن و چه فاصله کوتاهي است تا انتهاي

مرز بودن...

سوگوار مرگ لحظه هاي ديروز بودن چاره کار نيست ، معجزه تبسم را امتحان بايد کرد ... !

 

 

یکشنبه سیزدهم دی 1388 | 17:7 | حسنا | |

 

یلدا مبارک

دوشنبه سی ام آذر 1388 | 17:19 | حسنا | |

 

 

واي به روزي كه چيزي ، عادتمون بشه .

عادت همه چيز رو ويرون مي كنه .

عادت ، عظمت خيلي چيزها رو از بين مي بره ...

 

(هیچگاه عادت رو با عشق اشتباه نگیرید)!!

شنبه بیست و هشتم آذر 1388 | 10:2 | حسنا | |

 

امروز به پايان مي رسد.از فردا برايم چيزي نگو!

من نمي گويم « فردا روز ديگريست ... »

                 « تو روز ديگري هستي ... »

                 « تو فردايي ... »

فقط مي گويم ، همان كه بايد به خاطرش زنده بمانم !

دوشنبه بیست و سوم آذر 1388 | 9:2 | حسنا | |

 

دلم تنگه............

دلم گرفته خدااااااااااااااااااااا دلم میخواد گریه کنم... به خاطر تمام روزهایی که گذروندم

روزهای خوب و بد ولی چقدر زود میگذره ... چه زود بزرگ شدم ولی یه کمبود حس

میکنم ... خدایا خودت کمکم کن

شنبه بیست و یکم آذر 1388 | 16:40 | حسنا | |

 

ای صمیمی ای دوست گاه بیگاه لب پنجره خاطره ام می آیی ای قدیمی ای خوب تو مرا یاد کنی یا نکنی من به یادت هستم....

پنجشنبه نوزدهم آذر 1388 | 10:52 | حسنا | |
Design By : nightSelect.com